پایان جنگ چهارماهه و عقبنشینی راهبردی واشنگتن
توافق اولیهای که به جنگ چهار ماهه پرزیدنت ترامپ با ایران پایان میدهد، از دیدگاه راهبردی یک شکست برای کاخ سفید محسوب میشود. ترامپ در آغاز این درگیری، محاسبات دقیقی نداشت و بدون برنامهریزی جامع وارد عمل شد. اکنون ایالات متحده ضعیفتر از گذشته از میدان خارج میشود و در سالهای آتی، باید هزینههای سنگین این سیاست را بپردازد.
بازگشت به چارچوب توافق ۲۰۱۵
ترامپ از ابتدای جنگ، شعار «پیروزی کامل» و شروط سختگیرانه را سر میداد. با این حال، مفاد توافق جدید شباهت بسیاری به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ دارد. جالب آنکه ترامپ در سال ۲۰۱۸ همان توافق را «بدترین توافق تاریخ» نامیده بود. اکنون او پس از یک درگیری پرهزینه، عملاً به همان چارچوب تن داده است.
قدرتنمایی ایران در تنگه هرمز
بزرگترین دستاورد اعلامی واشنگتن، بازگشایی تنگه هرمز است. با این حال، این اقدام تنها بازگشتی به وضعیت عادی پیش از جنگ محسوب میشود. ایران در طول تنشها، محدودیت در تنگه هرمز را به عنوان یک ابزار فشار اقتصادی و سیاسی به کار برد. این رویداد ثابت کرد که تهران همچنان کلید امنیت انرژی جهانی را در دست دارد.
تضعیف بازدارندگی آمریکا در عرصه جهانی
ایالات متحده در نگاه جامعه جهانی، اقتدار پیشین خود را از دست داده است. ارتش آمریکا علیرغم توان نظامی بالا، در دستیابی به اهداف سریع علیه یک حریف منطقهای با چالشهای بزرگی روبهرو شد. این ناکامی، توانایی بازدارندگی آمریکا را در برابر سایر رقبا تضعیف میکند. واشنگتن اکنون برای ترمیم اتحادهای خود در اروپا و آسیا با مسیری دشوار روبهرو است.
خطای محاسباتی در اتاق فکر کاخ سفید
تاریخ جنگهای مدرن آمریکا نشان میدهد که بیتوجهی به پیچیدگیهای منطقهای، نتایج معکوس دارد. ترامپ در طول این جنگ، ارزیابیهای خوشبینانه برخی متحدان منطقهای خود را پذیرفت. این مشاوران پیشبینی میکردند ساختار سیاسی ایران بهسرعت تغییر میکند؛ پیشبینیهایی که فرسنگها با واقعیتهای میدانی فاصله داشت. در نهایت، ترامپ به توافقی تن داد که در سطح بینالملل، یک عقبنشینی آشکار برای سیاست خارجی او تلقی میشود.

