زمان انتقال کالا از چین به ایران که پیشتر حدود ۱۵ تا ۲۰ روز بود، اکنون به حدود دو و نیم تا سه ماه رسیده است؛ تغییری که نشان میدهد گلوگاه تجارت خارجی ایران تنها بازار و تأمین کالا نیست و مسیر، زمان و زیرساخت انتقال نیز به یکی از چالشهای اصلی تجارت تبدیل شده است.
به گزارش تتانیوز، امیر روشنبخش قنبری، معاون ارتقای کسبوکارهای بینالمللی سازمان توسعه تجارت ایران، در نشست خبری هفتمین نمایشگاه حملونقل، لجستیک و صنایع جانبی اعلام کرده است که مسیر انتقال کالا از چین به تهران و دیگر نقاط ایران که پیشتر حدود ۱۵ تا ۲۰ روز زمان میبرد، اکنون به حدود دو و نیم تا سه ماه رسیده است.
این افزایش زمان حمل در شرایطی رخ داده که محدودیتهای ایجادشده، تحریمها و تحولات ناشی از جنگ، مسیرهای تجاری ایران را تحت تأثیر قرار داده و کشور را به سمت استفاده از مسیرهای جایگزین سوق داده است. با این حال، ظرفیت موجود در مسیرهای جایگزین هنوز پاسخگوی نیاز کشور نیست.
مسیر چین؛ از ۲۰ روز تا سه ماه
افزایش زمان حمل کالا از چین یکی از روشنترین نشانههای فشار بر زنجیره لجستیکی تجارت خارجی ایران است. مسیری که در گذشته در حدود دو تا سه هفته طی میشد، اکنون ممکن است دو و نیم تا سه ماه زمان ببرد.
این تغییر تنها یک مسئله حملونقلی نیست. هرچه زمان انتقال کالا افزایش یابد، هزینههای تجارت نیز بیشتر میشود و تأخیر در رسیدن مواد اولیه، کالاهای واسطهای یا محصولات نهایی میتواند بر زنجیره تأمین و برنامهریزی بنگاهها اثر بگذارد.
از همین منظر، جایگزین کردن مسیرهای تجاری موجود دیگر صرفاً یک راهکار جانبی نیست، بلکه به یکی از الزامات استمرار تجارت خارجی تبدیل شده است.
چین؛ یک مسیر کلیدی که نیازمند بازطراحی است
سازمان توسعه تجارت ایران برای بررسی چالشهای موجود، برگزاری اجلاس بررسی فرصتها و چالشهای مسیر ریلی ایران به چین را در دستور کار قرار داده است.
قرار است این اجلاس با حضور مقامات ارشد راهآهن ایران، ترکمنستان، قزاقستان و چین برگزار شود تا ظرفیتهای مسیر ریلی، موانع موجود و امکان تقویت اتصال ایران به شبکههای حملونقل منطقهای بررسی شود.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که افزایش زمان انتقال کالا از چین در نظر گرفته شود. هنگامی که یک مسیر از چند هفته به چند ماه تغییر میکند، ظرفیت خطوط ریلی و جادهای، هماهنگی کشورهای مسیر، نقاط اتصال و نحوه ارتباط این مسیرها با شبکه تجاری ایران به عوامل تعیینکننده تبدیل میشوند.
همکاری ایران و بلاروس برای توسعه لجستیک ترکیبی
معاون ارتقای کسبوکارهای بینالمللی سازمان توسعه تجارت همچنین از برنامه همکاری ایران و بلاروس در حوزه لجستیک ترکیبی خبر داده است.
بر اساس اظهارات قنبری، پس از سفر اخیر هیأتی از ایران به بلاروس، قرار شده است هیأتی از حوزه لجستیک ترکیبی این کشور به ایران سفر کند تا از ظرفیت بلاروس در حوزه اوراسیا برای قرار گرفتن در مدار مسیرهای تجاری و لجستیکی مورد استفاده ایران بهره گرفته شود.
این همکاری را میتوان در چارچوب تلاش ایران برای متنوعسازی مسیرهای تجارت و کاهش وابستگی به مسیرهای محدود ارزیابی کرد.
دریای خزر و اوراسیا؛ مسیرهای جایگزین تجارت ایران
در شرایطی که ظرفیت مسیرهای جایگزین فعلی پاسخگوی تمام نیازهای تجارت کشور نیست، استفاده بیشتر از ظرفیت دریای خزر و سایر مسیرهای دریایی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
تنوعبخشی به مسیرهای حمل به این معناست که انتقال کالا تنها به یک مسیر جادهای، ریلی یا دریایی وابسته نباشد و در صورت ایجاد اختلال در یک مسیر، امکان انتقال کالا از مسیرهای دیگر وجود داشته باشد.
همکاریهای لجستیکی با کشورهای اوراسیا نیز در همین چارچوب دنبال میشود. در کنار همکاری با بلاروس، برگزاری اجلاس روسای مناطق آزاد ایران و پاکستان نیز در حاشیه نمایشگاه حملونقل در دستور کار قرار گرفته است.
گمرک و استاندارد؛ حلقههای مهم زنجیره لجستیک
چالش لجستیکی تجارت خارجی تنها به جاده، راهآهن و مسیرهای دریایی محدود نمیشود. بخشی از زمان تجارت به فرآیندهای گمرکی، استاندارد و سایر الزامات مرتبط با ورود و خروج کالا اختصاص دارد.
قنبری تأکید کرده است که گمرک و سازمان ملی استاندارد نیز باید در زنجیره حملونقل و لجستیک حضور داشته باشند؛ زیرا این دو نهاد از عوامل مؤثر بر تجارت و بخشی از الزامات غیرتعرفهای هستند.
در همین راستا، الکترونیکی شدن اسناد گمرکی نیز در دستور کار قرار گرفته است. کاهش فرآیندهای کاغذی و هماهنگ شدن اطلاعات میان دستگاههای مرتبط میتواند بخشی از زمان غیرضروری در زنجیره تجارت را کاهش دهد.
مسئله فقط حمل کالا نیست؛ زمان تجارت است
داشتن کالا و بازار بهتنهایی برای توسعه تجارت کافی نیست. اگر ظرفیت صادراتی وجود داشته باشد اما مسیر پایدار و ابزار مناسب برای انتقال کالا فراهم نباشد، ظرفیت تجاری کشور نمیتواند بهطور کامل مورد استفاده قرار گیرد.
افزایش زمان حمل از چین نمونه روشنی از این مسئله است. مسیری که پیشتر ۱۵ تا ۲۰ روزه بود و اکنون دو و نیم تا سه ماه زمان میبرد، نشان میدهد که زمان انتقال کالا میتواند به اندازه خود بازار و تولیدکننده در موفقیت تجارت خارجی اهمیت داشته باشد.
از این منظر، توسعه مسیر ریلی چین، استفاده از ظرفیت دریای خزر، تقویت همکاریهای لجستیکی با کشورهای اوراسیا و هماهنگی میان گمرک، سازمان استاندارد و سایر دستگاههای مرتبط را باید اجزای یک مسئله واحد دانست: ایجاد مسیرهای پایدار، متنوع و قابل اتکا برای تجارت خارجی ایران.
برای تجارت ایران و چین، چالش امروز فقط این نیست که کالا از کجا وارد یا صادر شود؛ مسئله مهمتر این است که کالا از چه مسیری، در چه مدت زمانی و با چه میزان هماهنگی میان حلقههای مختلف زنجیره تجارت به مقصد برسد.

